ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
102
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
روز بجنگ ادامه دادند ، اعراب و اهل بلد شكست خورده منهزم شدند . قرواش از منزل خود بكشتى كه آماده كرده بود با تمام دارائى خود مگر مقدارى كمى كه بجاى ماند ، بدان كشتى فرود آمده و بگريخت . غزها وارد شهر شدند و قسمت عمدهء آن را مورد نهب و غارت قرار دادند و تمام آنچه كه از نقدينه و گوهر و جامههاى گرانبها و اثاث ، از قرواش بود غارت نموده ، خود قرواش هم ، ( چنان كه گفتيم ) با كشتى همراه عدهء قليلى فرار كرده و به « الحسن » رسيد و در آنجا رحل اقامت افكند ، و به جلال الدوله گزارش داد و او را آگاه از آن احوال كرد و طلب يارى نمود و به دبيس بن مزيد و ديگر امراى عرب و كرد نامه نوشته از آنان يارى خواست و شكايت حال خود به آنها كرد . غزها پس از آنكه در موصل مسلط بر اوضاع شدند از ارتكاب كارهاى شنيع و زشت . از كشتن و هتك نواميس و غارت اموال فرو گذار نكردند . اماكنى كه از تجاوزات آنها سالم مانده راه ابى نجيع و جصاصه و جارسوك ( چارسوق ) و كرانهء نهر و « باب القصابين » بود كه سكنهء آنها مالى را تضمين نمودند به آنها بدهند و آنها هم دست از آنها كشيدند . بيان شوريدن اهالى موصل بر غزها و ماجراى آنها تسلط غزها را بر موصل ياد كرديم و همين كه در آنجا مستقر شدند ، بيست هزار دينار بر اهالى شهر قسط بندى كردند و از آنها گرفتند ، سپس مردم را مورد تعقيب قرار داده و بسيارى از اموال آنها را باستناد اينكه مال اعراب است باز ستاندند و پس از آن باز هم چهار هزار دينار ديگر بر مردم قسط بستند . گروهى از غزها نزد ابن فرغان موصلى رفتند و كسى را خواستند در آنجا حاضر كند ، و بنا را به بدرفتارى و بدگوئى گذاشتند ، ميان دو تن ، يك غز و يك موصلى مشاجرهاى درگرفت ، غزى او را مجروح و مويش ببريد . آن موصلى مادر سليطهاى داشت ، صورت خود به خون آلوده كرد ،